4 Episode

NIKVAN PODCAST

عنوان پادکست

زیبایی شناسی خودرو

01

اپیزود

اپیزود شماره 4

02

تهیه کننده

گروه خودرویی نیکوان

03

EPISODE 1

Automotive Aesthetics

04

پادکست نیکوان

زیبایی شناسی خودرو | اپیزود شماره 1

سال‌هاست که خودرو دیگه فقط وسیله‌ای برای رفتن از نقطه «الف» به نقطه «ب» نیست.

ep41
ep42

بعضی ماشین‌ها رو فقط می‌رونیم تا به مقصد برسیم… بعضی‌ها رو دوست داریم چون خاطره‌ساز روزهای خوبمون هستن… اما بعضی خودروها هم وجود دارن که حتی اگه سوارشون هم نشده باشیم، فقط با نگاه کردن به عکس‌شون توی یه مجله یا دیدنشون از پشت شیشه یه ویترین، ضربان قلبمون بالا می‌ره.

چرا یه سازه فلزی سنگین، پر از بنزین و روغن و چرخ‌دنده‌های زمخت، ناگهان تبدیل شد به چیزی شبیه یه اثر هنری؟ مرز میون مهندسی مکانیک و مجسمه‌سازی، کِی انقدر باریک شد؟

اگه به اواخر قرن نوزدهم برگردیم، یعنی زمانی که کالسکه بدون اسب متولد شد، اصلاً کلمه‌ای به نام «طراحی خودرو» یا همون Car Design وجود نداشت. توی اون سال‌ها، دغدغه طراح و راننده فقط سه تا چیز بود: آیا این ارابه لعنتی روشن می‌شه؟ آیا می‌تونه بدون خاموش شدن ده دقیقه حرکت کنه؟ و آیا می‌شه باهاش به روستای بعدی رسید بدون اینکه چرخ یا دیفرانسیلش متلاشی بشه؟

اون زمان، ظاهر خودرو کاملاً تسلیم محدودیت‌های مکانیکی بود. موتور بزرگ بود، پس جعبه جلو هم باید بزرگ ساخته می‌شد. شاسی سفت و خشک بود و بدنه مثل یه جعبه کفش روش سوار می‌شد. هیچ تصمیمی بر اساس «زیبایی» گرفته نمی‌شد؛ همه‌چیز فقط کارکرد خالص بود.

اما طولی نکشید که خودرو از یه اختراع آزمایشگاهی خارج شد و پای خودش رو به خیابون‌ها باز کرد. با اومدن خطوط تولید انبوه، مسئله دیگه روشن شدن ماشین نبود؛ صدها کارخونه می‌تونستن ماشینی بسازن که حرکت کنه.

اینجا بود که بازی عوض شد. خریدارها دیگه فقط نمی‌پرسیدن: «چند اسب بخار قدرت داره؟»

اون‌ها نگاه می‌کردن و می‌پرسیدن: «کدوم ماشین وقار و پرستیژ بیشتری بهم میده؟»

هم‌زمان با این تحول توی دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی، دنیا در تب تحولات بزرگ می‌سوخت. آسمون‌خراش‌ها قد می‌کشیدن، هواپیماها ابرها رو می‌شکافتن و جنبش هنری Art Deco تمام اروپا و آمریکا رو تسخیر کرده بود. آرت دکو یعنی خطوط صیقلی، فرم‌های هندسی کشیده، سطوح درخشان کرومی و از همه مهم‌تر: ستایش سرعت و مدرنیته.

طراح‌های خودرو نگاهی به آسمون انداختن. هواپیماها برای غلبه بر هوا، بدنه‌ای روان و صیقلی داشتن؛ مفهومی که بهش Streamlining یا جریان‌گرایی می‌گفتن. طراح‌های ماشین گفتن: چرا خودروها باید مثل یه تیکه سنگ جلوی باد حرکت کنن؟ چرا اون‌ها شبیه قطره‌های اشک روی زمین روان نشن؟

این نخستین جرقه‌ای بود که توش، مهندسی آیرودینامیک با خطوط زیبایی‌شناسانه دست‌به‌دست هم دادن.

ep43
ep44

گاهی اوقات زیباترین المان‌های تاریخ، اصلاً از تخیل یه نقاش متولد نشدن؛ بلکه از دل یه بن‌بست مهندسی بیرون اومدن.

سال ۱۹۵۴ رو تصور کنید. مرسدس‌بنز می‌خواد هیولایی به اسم 300 SL رو برای مسابقات و بعد هم جاده آماده کنه. مهندس‌های اشتوتگارت برای اینکه بدنه توی پیچ‌ها کمترین پیچش رو داشته باشه و وزن ماشین هم فوق‌العاده سبک بمونه، از یه سازه فضاکار لوله‌ای یا همون Tubular Space Frame استفاده کردن.

این ساختار لوله‌ای، مثل یه قفس توری فولادی، استحکام فوق‌العاده‌ای به ماشین می‌داد؛ اما یه دردسر بزرگ هم درست کرد: لوله‌های توری در دو طرف اتاق، تا زیر سینه راننده بالا اومده بودن. یعنی ارتفاع رکاب انقدر بلند بود که قرار دادن لولای معمولی برای در، عملاً غیرممکن شد! اگه درِ عادی روش می‌ذاشتید، یا باز نمی‌شد، یا هیچ آدم معمولی‌ای نمی‌تونست وارد کابین بشه.

مهندس‌ها چیکار کردن؟ لولاها رو منتقل کردن روی سقف، تا درها به جای باز شدن به طرفین، رو به آسمون باز بشن.

نتیجه چی شد؟ خلق درهای Gullwing یا همون بال پرنده! المانی که امروز به عنوان نماد لوکس‌ترین و جذاب‌ترین خودروهای کلکسیونی جهان شناخته می‌شه، در ابتدا صرفاً یه چاره‌اندیشی اضطراری برای ورود راننده به داخل اتاق بود.

این یه اصل طلایی توی تاریخ طراحی محسوب می‌شه: جایی که فرم (Form) و کارکرد (Function) به همدیگه می‌رسن، جاودانگی متولد می‌شه.

 اما اگه آلمان نماد مهندسی بود، فرانسه و ایتالیا خودرو رو مثل یه بوم نقاشی می‌دیدن.

در میان همه این‌ها، نام یه مرد می‌درخشه: ژان بوگاتی، فرزند اتوره بوگاتی. ژان معتقد بود که ماشین نباید فقط یه ابزار مهندسی باشه، بلکه باید شبیه یه اثر هنری متحرک توی گالری خیابون باشه.

شاهکار اون، یعنی Bugatti Type 57SC Atlantic در سال ۱۹۳۵ خلق شد. وقتی از نمای کنار به این ماشین نگاه می‌کنید، خطوط نرم و قطره‌ای شکلش طوری روی بدنه سرازیر شدن که حس حرکت رو حتی موقع پارک بودن ماشین هم القا می‌کنن.

ژان بوگاتی از یه آلیاژ سبک منیزیم به اسم «الکترون» استفاده کرده بود؛ ماده‌ای بسیار سبک اما به‌شدت اشتعال‌پذیر که نمی‌شد با حرارت معمولی جوشکاریش کرد. راه‌حل اون چی بود؟ پنل‌های بدنه رو از وسط، روی سقف و گلگیرها به هم پرچ کردن و این درز پرچ‌شده رو هم با افتخار مثل یه تیغه عمودی درست در مرکز ماشین رها کردن!

یه نقص فنی، تبدیل شد به امضای زیبایی‌شناسی خودرویی که امروز ده‌ها میلیون دلار ارزش داره؛ ماشینی که مرز بین مجسمه‌سازی و صنعت رو برای همیشه از بین برد.

 

حالا سفر ما می‌رسه به نقطه عطف تاریخ: مارس سال ۱۹۶۱، نمایشگاه بین‌المللی خودروی ژنو.

پرده‌ها از روی خودرویی برداشته می‌شه که کل سالن رو توی سکوت فرو می‌بره: Jaguar E-Type.

کاپوت کشیده و بی‌پایان، سقف کوتاه، برآمدگی‌های عضلانی روی چرخ‌های عقب و سر اگزوزی که درست در مرکز جا خوش کرده بود. حتی انزو فراری، که به غرور و سرسختی شهرت داشت و دشمن مستقیم انگلیسی‌ها توی پیست مسابقه بود، با دیدنش توی ژنو اعتراف کرد: «این زیباترین خودروییه که بشر تا به حال ساخته.»

اما خالق این شاهکار کی بود؟ نه یه طراح مد، بلکه مردی به نام مالکوم سایر. سایر مهندس آیرودینامیک شرکت هواپیماسازی بریستول بود. اون هیچ‌وقت ماشین رو بر اساس حس چشمی نمی‌کشید؛ بلکه مدادش رو بر اساس معادلات ریاضی، تئوری کشش سطحی و خطوط جریان باد روی کاغذ حرکت می‌داد.

جگوار E-Type ثابت کرد که زیباترین خطوط طبیعت، همون خطوطی هستن که فیزیک به ما دیکته می‌کنه. زیبایی توی خودرو، زرق‌وبرق اضافه نیست؛ بلکه قرار گرفتن دقیق هر جزء در خدمت حرکت و راندمانه.

 همراهان عزیز، خودرو یک‌شبه تبدیل به یه اثر هنری نشد.

این داستانی بود که از لایه‌های فلزیِ روغن‌خورده توی کارگاه‌های مهندسی شروع شد، از آوانگاردیسم آرت دکو الهام گرفت، روی بال هواپیماها به پرواز دراومد و با دست‌های هنرمندانی مثل ژان بوگاتی و پینین‌فارینا تراش خورد. خودرو از وسیله‌ای برای جابه‌جایی جسم، تبدیل شد به آینه‌ای از سلیقه، روان‌شناسی و هویت انسان.

اما در این پایان، یه راز بزرگ باقی می‌مونه…

اگه زیبایی فقط یه امر سلیقه‌ایه، پس چرا بعد از ۶۰ یا ۷۰ سال، هنوز نگاه کردن به یه مرسدس 300 SL، جگوار E-Type، لامبورگینی میورا یا پورشه ۹۱۱ نفس رو توی سینه حبس می‌کنه؟ آیا واقعاً چیزی به نام «فرمول ریاضی زیبایی» وجود داره؟ آیا نسبتی مخفی میون اندازه چرخ‌ها، طول کاپوت و خط سقف در ذهن ما حک شده؟

توی اپیزود بعدی وارد استودیوهای طراحی مدرن می‌شیم تا ببینیم طراح‌ها چطور با خطوط نامرئی و هندسه پنهان، خودروهایی خلق می‌کنن که هیچ‌وقت پیر نمی‌شن.

در قسمت بعد خواهیم دید: «فرمول پنهان تناسبات؛ چطور یک خودرو تبدیل به یک آیکون جاودانه می‌شه؟»

به پایان یک اپیزود دیگه از پادکست خودرویی نیک‌وان رسیدیم. امیدوارم از این اپیزود لذت برده باشید. منتظر شنیدن نظرها، پیشنهادها و انتقادهای شما هستیم. بدرود.