آستون مارتین ونتیج در برابر فراری روما و مک‌لارن آرتورا


آیا ونتیج رودستر جدید می‌تواند در برابر رقبای روباز خود از مک‌لارن و فراری برتری پیدا کند؟

دما به‌طور پیوسته به بالای ۲۰ درجه می‌رسد و آسمان آبی بالای سرمان تنها با چند تکه ابر کوچک و پف‌دار آراسته شده است.

سرانجام تابستان از راه رسیده است. از همه بهتر این‌که منظره و جاده‌هایی داریم که با این حال‌و‌هوا هماهنگ‌اند: جاده B4518 از میان تپه‌های سرسبز ولز می‌گذرد و بالا می‌رود و می‌پیچد تا ما را به نقطه‌ای مشرف به مخزن خیره‌کننده کلیوِدوگ برساند؛ جایی که آب‌های درخشان و براق آن چند صد متر پایین‌تر در زیر تابش خورشید موج می‌خورند.

پشت سر ما، صدای موتور و اگزوز سه خودرو مانند یک گروه موسیقی فولادی دوردست در حال خاموش‌شدن به گوش می‌رسد؛ سه دستگاه از سریع‌ترین “سشوارهای مو” که می‌توان با ۲۰۰ هزار پوند (و کمی بیشتر) خرید.

 

 

این سه خودروی روباز، با ترکیب بی‌دردسر دینامیک رانندگی فوق‌العاده، جذابیت سقف باز و قدرتی بیش از ۶۰۰ اسب‌بخار، می‌توانند همین‌جا و همین‌لحظه – روی این جاده‌ها و در این آب‌وهوا – بهترین خودروهای دنیا باشند.

با این حال، این یک مقایسه گروهی از مجله Autocar است، پس باید یک برنده مشخص شود. اما کدام یک؟

خوب، به آن خواهیم رسید، اما ابتدا نگاهی بیندازیم به رقبایی که در این رقابت حضور دارند؛ از خودرویی شروع می‌کنیم که الهام‌بخش گردهمایی این جمع اشرافی روباز بوده است: آستون مارتین ونتیج رودستر جدید، تازه‌ترین محصول برند بریتانیایی که دوباره جان گرفته و با اعتمادبه‌نفس ظاهر شده است.

همان‌طور که از نامش پیداست، این خودرو اساساً نسخه کانورتیبل کوپه‌ای است که اخیراً معرفی شد. در واقع، آن‌قدر شباهت دارد که به‌جز اضافه شدن یک سقف پارچه‌ای و ۶۰ کیلوگرم تقویت، رودستر خوش‌قیافه تقریباً همان تنظیمات برادر سقف‌فلزی خود را دارد.

تنها نرم‌افزار کمک‌فنرهای عقب اندکی تغییر کرده، اما در سایر جنبه‌های مکانیکی، رودستر پارچه‌ای آستون دقیقاً مشابه است. این یعنی همان پیشرانه V8 توئین‌توربوی ۴.۰ لیتری با آرایش «هات‌وی» و قدرت ۶۵۶ اسب‌بخار که از مرسدس-ای‌ام‌جی قرض گرفته شده و از طریق یک گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک ZF نیرو را به چرخ‌های

عقب می‌رساند.

ظاهر خودرو هم حفظ شده، با این تفاوت که رنگ آبی مات تست ما، جذابیت بیشتری به آن بخشیده است. سقف پارچه‌ای نیز طراحی یکپارچه و تمیزی دارد و تنها در ۶.۸ ثانیه جمع یا باز می‌شود که سریع‌ترین در این جمع است و به شما امکان می‌دهد با یک حرکت ساده آفتاب را ستایش کنید یا از باران بگریزید.

 

 

در برابر آستون مارتین خشن، فراری روما اسپایدر به‌عنوان نقطه‌ی مقابل ظریف و شیک ظاهر می‌شود. خطوط GT کلاسیک آن باعث شده‌اند این ایتالیایی خوش‌خط‌و‌خال کمتر از رقیب بریتانیایی خود جلب توجه کند، اما به‌هیچ‌وجه نمی‌توان آن را غیرجذاب دانست.

این مدل در سال ۲۰۲۳ معرفی شد و بر پایه نسخه کوپه سال ۲۰۱۸ ساخته شده است؛ کوپه‌ای که اکنون در آستانه خداحافظی قرار دارد و مارانللو اعلام کرده سال آینده با مدل کاملاً جدید آمالفی جایگزین خواهد شد. با این حال، نسخه روباز روما همچنان مدتی در خط تولید خواهد ماند. مانند آستون، روما نیز از یک موتور V8 توربوشارژ و گیربکس ۸ سرعته (در اینجا دوکلاچه اتوماتیک به‌جای مبدل گشتاور) بهره می‌برد که قدرت را به چرخ‌های عقب منتقل می‌کند. سقف پارچه‌ای برقی آن هم با عایق پنج‌لایه عرضه شده، اما با زمان ۱۳.۵ ثانیه برای باز و بسته شدن، کندترین در این جمع است.

برای جذابیت خیره‌کننده کنار خیابان، هم فراری و هم آستون باید جای خود را به مک‌لارن نارنجی پررنگ بدهند؛ خودرویی که به‌سرعت توجه شکارچیان سوپراسپرت با گوشی‌های هوشمند را جلب می‌کند. مک‌لارن آرتورا، متفاوت‌ترین عضو این مقایسه، بر پایه شاسی فیبرکربنی ساخته شده و تجربه‌ای کاملاً خاص از هیجان روباز ارائه می‌دهد.

 

 

موتور آن میانی است: یک V6 توربوشارژ ۳.۰ لیتری با کمترین حجم و تعداد سیلندر در بین این سه خودرو. علاوه بر این، آرتورا یک هیبریدی پلاگین است؛ یعنی می‌تواند ۳۴ کیلومتر تمام‌برقی حرکت کند و در مجموع ۶۹۰ اسب‌بخار قدرت تولید نماید. این یعنی پرادویه‌ترین عضو گروه! مک‌لارن به‌جای سقف پارچه‌ای از سقف سخت تاشو استفاده می‌کند که تنها ۶۲ کیلوگرم وزن اضافه دارد و وزن کلی خودرو را به ۱۵۶۰ کیلوگرم می‌رساند.

وزن فراری ۱۵۵۶ کیلوگرم (در حالت خشک) اعلام شده که با مایعات به حدود ۱۶۰۰ کیلوگرم می‌رسد؛ حدود ۸۴ کیلوگرم بیشتر از نسخه کوپه. سنگین‌ترین هم آستون است با ۱۸۰۵ کیلوگرم. این وزن اضافه شاید به‌خاطر کابین مجلل و پوشیده از چرم نرم و مواد لوکس آن باشد. به همین دلیل، در سطح لوکس بودن با فراری برابری می‌کند و حس پوشیدن یک دست کت‌وشلوار سفارشی گران‌قیمت را به شما می‌دهد؛ هرچند تنها فراری چهار صندلی واقعی دارد. مک‌لارن در مقایسه مینیمالیستی‌تر است، اما با آلكانتارا و فیبرکربن به‌خوبی تزئین شده است.

در جاده‌های ولز، فراری با تعلیق نرم و سکوت سقف‌بسته، بهترین کروز‌کننده آرام است. آستون به‌دلیل تعلیق سفت‌تر نمی‌تواند پا‌به‌پای آن بیاید. مک‌لارن شگفت‌آور نزدیک به فراری ظاهر می‌شود؛ سواری نرم و کنترل‌شده‌ای ارائه می‌دهد، هرچند شاسی فیبرکربنی مقداری صدای جاده را منتقل می‌کند.

 

 

در پیچ‌ها، برخلاف تصور، روما اسپایدر بسیار متوازن است. تعلیق نرم‌ترش باعث می‌شود روی جاده‌های ناهموار بریتانیا عالی ظاهر شود و تعادل طبیعی آن اعتماد راننده را جلب می‌کند. فرمان سبک و سریع است و V8 قابل‌پیش‌بینی، امکان اصلاح مسیر با پای راست را فراهم می‌کند.

آستون در مقایسه، پرخاشگرتر و جدی‌تر است. فرمان آن سنگین‌تر و پاسخ دماغه سریع‌تر است، اما وزن زیادش در جاده‌های پرپیچ‌وخم ولز خود را نشان می‌دهد و باعث می‌شود گاهی مهار خودرو دشوار شود.

 

 

مک‌لارن اما تجربه‌ای متفاوت ارائه می‌دهد: موقعیت رانندگی عالی، شاسی فوق‌مستحکم و فرمان هیدرولیکی با بازخورد شگفت‌انگیز. چسبندگی فوق‌العاده و تعادل کامل آن لذت‌بخش است، هرچند توانایی‌هایش بیشتر مناسب پیست است تا جاده.

در نهایت، هیچ بازنده‌ای در این مقایسه وجود ندارد، اما باید برنده انتخاب شود. آستون با شخصیت کاریزماتیک و قیمت پایین‌تر، سوم می‌شود، اما سواری خشک و وزن بالا از امتیازش کم می‌کند. بین فراری و مک‌لارن، انتخاب سخت است، اما مزیت‌های کاربردی فراری و توانایی‌اش در ترکیب لوکس بودن و اسپرت بودن، آن را برنده این آزمون می‌سازد – هرچند فردا شاید نتیجه متفاوت باشد.

برنزه‌شدن زیر آفتاب هیچ‌وقت این‌قدر لذت‌بخش نبوده است!

 

ترجمه شده از سایت www.autocar.co.uk